باسمه تعالي                           


     زبان از نخستین وسایل ارتباطی میان انسان‌ها بوده است. قبل از پیدایش جوامع بشری، انسان‌ها به اشکال گوناگون معنا را به یکدیگر انتقال می‌دادند، تصاویرحک شده بر دیواره  غارها، استفاده از آتش برای فرستادن پیام خطر، تقلید صدای حیوانات و... قبل از ارتباط کلامی برای انتقال معنا به کار گرفته شدند. سپس ارتباطی قراردادی میان صدا و معنا از طريق کلمات ابداع شد و همه چیز نام گذاری شد. بعد‌ها که زبان حالت قانونمندی یافت؛ هر قبیله بسته به ساختار فرهنگی ـــ اجتماعی خود آن را براي انتقال پيام به كار گرفت.

زبان علاوه بر نقش ايجاد ارتباط و انتقال پيام ، از ديرباز به عنوان عامل اصلي انتقال فرهنگ ملت ها و به عنوان ابزاري جهت گسترش تمدن يك كشور بيرون از مرزهاي آن دانسته مي شود. استفاده اي كه بعضي از كشورهاي قدرتمند جهان از زبان خود در جهت نفوذ در ملل ديگر داشته اند دليل بر اهمّيّت اين ابزار فرهنگي است گسترش زبان هايي مانند انگليسي و اسپانيولي شاهدي بر اين مدّعا ست.

     زبان انگليسي امروزه به عنوان پنجمين زبان جهان از نظر تعداد استفاده كنندگان و زبان اوّل 53 كشور جهان با حدود380 ميليون سخنگو به شمار مي رود. به علاوه اين زبان در بسياري كشورها به عنوان زبان دوم در مدارس تدريس مي شود. به كار بردن انگليسي در مجامع رسمي و سازمان هاي بين المللي و استفاده از آن در دانش، صنعت ، جهانگردي و ...  گوياي ارزش آموختن اين زبان است.

      انگليسي از سال هاي دور ( پس از زبان فرانسه ) به عنوان زبان خارجه در كنار زبان مادري (فارسي ) و زبان دين ( عربي ) در مدارس و دانشگاه هاي ايران تدريس مي شده است. در مدارس راهنمايي نيز اين زبان در سه پايه اوّل ، دوم و سوم تدريس مي شود. به نظر مي رسد عليرغم اهمّيّت درس زبان انگليسي و با تمام تلاشي كه معلمان دارند ؛ دانش آموزان نسبت به اين درس علاقه ي كافي نشان نمي دهند و حتّي بعضاً از اين درس فاصله مي گيرند. در اين نوشتار به مهمترين دلايل افت دانش آموزان در درس زبان و راهكارهاي ايجاد انگيزه بيشتر در فراگيران اشاره اي گذرا خواهد شد. با اين يادآوري كه بررسي همه جانبه و اصولي اين موضوع نياز به تحقيق ميداني و فراگير دارد كه در اين يادداشتِ خلاصه نمي گنجد . اين نوشته صرفا ً طرح مسئله است. باشد كه همكاران فرهيخته با نظرات ارزشمند خود گروه زبان را در اجراي تحقيقي جامع تر ياري كنند.                                                             

مهمترين دلايل بي علاقگي يا كم علاقگي دانش آموزان در درس زبان انگليسي

  • عدم تناسب محتواي كتاب هاي درسي با روش هاي نوين تدريس
  • متناسب نبودن حجم كتاب و مطالب آن با ساعات تدريس
  • مجهّز نبودن مدارس و كمبود وسايل كمك آموزشي و سمعي ــ بصري
  • عدم تشويق همكاران تلاشگر
  • تأكيد نظام آموزشي بر كمّيت به جاي كيفيت
  • فقدان كتاب كار مناسب در كنار كتاب اصلي
  • عدم آگاهي خانواده ها و عدم نظارتشان بر وضعيت درسي فرزندان
  • روش هاي قديمي تدريس و ارزشيابي از طرف بعضي از همكاران
  • تأكيد بيش از اندازه بر نمره محوري و امتحانات
  • عدم نظارت صحيح بر روند آموزش درس زبان 
  • نبودن انگيزه ي کافي براي يادگيري زبان جديد
  • شلوغ بودن کلاس هاي درس و ...

 

  بعضي راهكارهاي پيشنهادي جهت بهبود كيفيّت آموزش زبان راهنمايي

 

·         استفاده از شيوه هاي نوين تدريس

·         وارد كردن بيشتر دانش آموزان در مراحل مختلف آموزش

·         آموختن هم زمان مهارت هاي شنيدن ، حرف زدن ، خواندن و نوشتن

·         استفاده از عنصر بازي در حلّ تمرينات

·         بهره گيري از وسايل كمك آموزشي نظير فيلم ، فلش كارت و ...

·         افزايش روزهاي تدريس هفتگي به جاي ساعات تدريس ( با توجه به فرّار بودن زبان )

·         استفاده از تمرينات گروهي به جاي تمرين هاي فردي

·         هدفمند كردن تكاليف درسي براي منزل و استفاده از تمرين هاي جذّاب و...

 

                                                                      با تشكّر